سیزدهم مهر 1387
|
|
نویسنده : هارون يحيی
www.harunyahya.com
در سال1929 در رصد خانهاي در كوه ويلسون واقع در كاليفرنيا، يك اختر شناس آمريكايي به نام ادوين هابل
(Edwin Hubble) يكي از بزرگترين اكتشافات تاريخ نجوم را به ثمر رساند. او هنگامي كه ستارگان را با تلسكوپ غول پيكر خود نگاه مي كرد متوجه شد كه نور متصاعد شده از ستارهها به انتهاي رنگ قرمزطيف جابجا مي شود و اين جابجايي، هنگامي كه ستاره از زمين دورتر مي شد، بيشتر خودش را نشان مي داد. اين كشف تاثير تكان دهندهاي در دنياي علم داشت زيرا طبق قوانين شناخته شده فيزيك، پرتوهاي طيف نوري كه به سمت نقطه ديد حركت مي كنند به رنگ بنفش متمايل مي شوند در حاليكه پرتوهاي طيف نوري كه از نقطه ديد به بيرون مي آيند به رنگ قرمز متمايل مي شوند. در طول مشاهدات هابل، مشخص شد كه نور ستارگان متمايل به قرمز مي باشند. اين به اين معني بود كه نورها هميشه از سمت ما تغيير مسير مي دهند.
قبل از اين اكتشاف، هابل كشف مهم ديگري كرده بود: ستارهها و كهكشان راه شيري نه تنها از ما دور مي شدند بلكه از يكديگر نيز دور مي شدند. تنها نتيجه گيري را كه مي توان از دور شدن اجسام از يكديگر در جهان گرفت اين است كه جهان دائماً در حال” انبساط“ مي باشد.
براي آنكه بهتر بفهيم، ميتوانيم جهان را مثل بدنه بالني در نظر بگيريم كه در حال باد شدن است. همانطور كه نوك بدنه بالن بر اثر باد شدن از هم باز مي شود، اجسام نيز در فضا از يكديگر، هنگامي كه كيهان انبساط پيدا مي كند، دور مي شوند.
در واقع اين موضوع از لحاظ تئوريكي حتي پيشتر نيز كشف شده بود. آلبرت اينشتين(Albert Einstein) كه بزرگترين دانشمند قرن شناخته شد، پس از محاسباتي كه در تئوريهاي فيزيكي انجام داد به اين نتيجه رسيد كه جهان نمي تواند ساكن باشد. با اين وجود، او تنها به اين خاطر كه نمي خواست با طرح همه گير و شناخته شده جهان ساكن در عصر خود درگيري ايجاد كند، اين كشف را فاش نكرد. بعدها اينشتين درصدد شد كه فاش نكردن كار خود را بعنوان” بزرگترين اشتباه زندگياش“ تلقي كند. متعاقباً اين مسئله از سوي مشاهدات هابل معلوم شد كه جهان در حال انبساط بسر مي برد.
در اين صورت جهان در حال انبساط، چه اهميتي براي وجود جهان دارد؟
انبساط جهان دلالت بر اين موضوع دارد كه اگر جهان به صورت معكوس به گذشته باز مي گشت، ثابت مي شد كه آغاز جهان از نقطه اي واحد بوده است. محاسبات نشان مي دهند كه” نقطه واحد“ كه تمام ماده جهان را در برمي گيرد مي بايستي” حجم صفر“ و” تراكم بيكران“ داشته باشد. جهان از طريق انفجار واحد با حجم صفر شكل گرفت. اين انفجار بزرگ كه نماد شروع جهان بود به نظريه” انفجار بزرگ“ (Big Bang) نامگذاري شد و اين فرضيه به اين نام شناخته شده است.لازم به ياد آوري است كه” حجم صفر“ عبارتي لفظي است كه جهت كاربردهاي توصيفي بكار مي رود. علم قادر است مفهوم” نيستي“ را، كه ماوراي محدوده فكري بشر مي باشد، تنها از طريق توصيف آن بعنوان” نقطه با حجم صفر“ معين كند. در حقيقت” نقطه بدون حجم“ به معناي” نيستي“ مي باشد. جهان از نيستي بوجود آمده است. به بيان ديگر، جهان آفريده شده است.
فرضيه انفجار بزرگ نشان مي داد كه در ابتدا تمام اجسام در جهان از يك منشاء بوجود آمده و سپس از يكديگر جدا شدند. اين حقيقت كه توسط فرضيه انفجار بزرگ آشكار گرديد،14 قرن پيش در قرآن، زماني كه مردم دانش كمي درباره جهان داشتند، به آن اشاره شد:
آيا كافران نديدند كه زمين و آسمانها بسته بود ما آنها را بشكافتيم و از آب هرچيز را زنده گردانديم چرا باز به خدا ايمان نمي آورند؟ (سوره الانبياء، آيه 30
همانطور كه در اين آيه به آن اشاره شد، همه چيز حتي” زمين و آسمان“ كه هنوز آفريده نشده بودند توسط انفجار بزرگ از نقطه اي واحد بوجود آمد و جهان كنوني را با جدا شدن از يكديگر شكل داد.
هنگامي كه ما گفته هاي اين آيه را با نظريه انفجار بزرگ مقايسه مي كنيم، به اين نكته پي مي بريم كه اين دو فرضيه كاملاً با يكديگر تطبيق دارند. با اين وجود انفجار بزرگ بعنوان فرضيه علمي، تنها در قرن بيستم مطرح شد.
انبساط جهان يكي از بزرگترين مدركي است كه جهان از هيچ آفريده شده است. اگرچه اين واقعيت تا قرن بيستم توسط علم كشف نشد، اما خداوند واقعيت اين امر را براي ما در1400 سال پيش در قرآن فاش كرد:
كاخ آسمان رفيع را ما بقدرت خود برافراشتيم و مائيم كه بر هر كار عالم مقتدريم و زمين را بگسترديم. سوره الذاريات، آيه:47
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مصدر: www.harunyahya.com
كتاب، شناخت خدا از طريق برهان، نويسنده ، هارون يحيى، برگردان:شهريار جدی انتشارات الرساله چاپ هندوستان مركز اسلامي بازار غربي نظام الدين، پلاك1 ، دهلي نو كد پستي110013 |
نوشته شده توسط گروه در ساعت 15:48 |
لینک
|
چهارم اردیبهشت 1387
در بسیاری از آیات قرآن, تصویری روشن از قیامت ترسیم شده است. برای مثال در سوره تکویر که در پایین آورده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر زیر تماما نمادین بوده و به هیچ وجه نشاندهنده عظمت این واقعه نیستند
سوره التكوير
به نام خداوند رحمتگر مهربان
|
و آنگاه كه كوهها به رفتار آيند

|
و آنگه كه ستارگان همی تيره شوند

|
آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد

|
|

|
وقتى شتران ماده وانهاده شوند
و آنگه كه وحوش را همى گرد آرند
درياها آنگه كه جوشان گردند
و آنگاه كه جانها به هم درپيوندند |
|

|
پرسند چو زان دخترك زنده به گور
به كدامين گناه كشته شده است
و آنگاه كه نامه ها زهم بگشايند
و آنگاه كه آسمان زجا كنده شود |
|

|
و آنگه كه جحيم را برافروزانند
و آنگه كه بهشت را فرا پيش آرند
هر نفس بداند چه فراهم ديده
نه نه سوگند به اختران گردان |
|

|
كز ديده نهان شوند و از نو آيند
سوگند به شب چون پشت گرداند
سوگند به صبح چون دميدن گيرد
كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است |
نوشته شده توسط گروه در ساعت 15:4 |
لینک
|
بیست و پنجم فروردین 1387
|
سوره النور, آيه ۴۱ آيا ندانستهاى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مىگويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشودهاند [تسبيح او مىگويند] همه ستايش و نيايش خود را مىدانند و خدا به آنچه مىكنند داناست |
نوشته شده توسط گروه در ساعت 11:19 |
لینک
|
بیست و یکم اسفند 1386
سوره ١٦, آیه ٩٤
سوگندهاي خود را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامهاي ثابت (بر ايمان) متزلزل گردد
خداوند کریم در تعدادی از آیات قرآن برای تاکید بر اهمیت موضوع و همچنین برای زیبایی کلام قسم یاد می کنند. در میان تمامی سوگندهای موجود در قرآن, در یک مورد بر اهمیت سوگند تاکید دوباره شده است و آن سوگند به جایگاههای ستارگان است. تاکید خداوند در این مورد بر عظمت قرآن مجید است. به این موضوع در آیات زیر اشاره شده است:ا
سوره ٥٦;, آیات ٧ ٥ تا ٧٩
سوگند به جايگاههاى [ويژه و فواصل معين] ستارگان, اگر بدانيد آن سوگندى سخت بزرگ است, كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند, در كتابى نهفته, كه جز پاكشدگان بر آن دست ندارند
برای درک بهتر اهمیت این سوگند, باید وسعت وبزرگی جهان و ملیاردها ستاره و کهکشان موجود در آن را در نظر داشته باشیم. فقط در کهکشان ما در حدود میلیاردها ستاره هستند که هر کدام با سرعتی متفاوت و در مسیری مشخص به دور مرکز کهکشان در حال گردش هستند. با وجود تعداد بسیار زیاد این ستاره ها, امکان برخورد آنها با یکدیگر بسیار اندک است. سوگند به ستارگان در آیات دیگری هم از قرآن مجید تکرار شده است:ا
|
سوره ٨٦, آیات ١ تا ٤ سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد, و تو چه دانى كه اختر شبگرد چيست, آن اختر فروزان, هيچ كس نيست مگر اينكه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است
سوره ٥٣, آیات ١ و ٢ سوگند به اختر چون فرود مىآيد, [كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده, و از سر هوس سخن نمىگويد, اين سخن بجز وحيى كه وحى مىشود نيست |

|
|
سوره ٨١, آیات ١٥ و ١٩ نه نه سوگند به اختران گردان, [كز ديده] نهان شوند و از نو آيند, سوگند به شب چون پشت گرداند, سوگند به صبح چون دميدن گیرد, كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است |
|
در بعضی آیات, خداوند کریم به خود قرآن قسم می خورند:ا |
|
سوره ٤٤, آیات ٢ و ٣ سوگند به كتاب روشنگر , [كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم
تعدادی دیگری از سوگندهای موجود در قرآن در اینجا گرد آوری شده اند:ا |
|
سوره ٥١, آیات ١ تا ٨
سوگند به بادهاى ذرهافشان
و ابرهاى گرانبار
و سبك سيران
و تقسيمكنندگان كار
كه آنچه وعده داده شدهايد راست است
و [روز] پاداش واقعيت دارد سوگند به آسمان مشبك
كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد |


|
|
سوره ٥٢, آیات ١ تا ٧
سوگند به طور
و كتابى نگاشته شده
در طومارى گسترده
سوگند به آن خانه آباد [خدا]ا
سوگند به بام بلند [آسمان]ا
و آن درياى سرشار [و افروخته]ا
كه عذاب پروردگارت واقعشدنى است |


|
|
سوره ٩١, آیات ١ تا ٧
سوگند به خورشيد و تابندگىاش
سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود
سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند
سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد
سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت
سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد
سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد |


|
|
سوره ١۰۰, آیه ١ سوگند به ماديانهائى كه با همهمه تازانند و با سم[هاى] خود از سنگ آتش مىجهانند
سوره ٦٨, آیه ١ نون سوگند به قلم و آنچه مىنويسند
سوره ٩٥, آیات ١ تا ٤ سوگند به انجير و زيتون, و طور سينا, و اين شهر امن [و امان], [كه] براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم.ا |

|
نوشته شده توسط گروه در ساعت 10:24 |
لینک
|
بیست و یکم اسفند 1386
|
|
نويسنده: أورخان محمد علي
برگردان: سيد احمد هاشمی
چندي بيش يكي از دوستان نامه اى را از طريق ايميل برايم فرستادكه حاوي خبري جالب در باره سياره مريخ بوداين خبر در يكي از سايتهاي مشهور امريكايي متخصص در علم نجوم منتشر شده كه اين دوست آدرس سايت را هم نوشته بود.
اين خبر واقعا جالب بود زيرا حقيقتا به معجزه اى آشكار از معجزات نبوي اشاره داشت كه جايي را براى توجيه يا اعتراض و انكار باقى نمى گذاشت.
و اينك بخشي از اين خبر مفصل نجومي را بعرض ميرسانم:
بيش از يك قرن است كه سياره مريخ مورد توجه دانشمندان و ستاره شناسان قرار داشته است ،تا اينكه نظرياتي مطرح شد كه احتمال مي داد در مريخ حيات وجود داشته باشد،زيرا كه اين سياره ازلحاظ فاصله از خورشيد، در رده دوم بعد از زمين قرار ميگيرد،واين بدين معناست كه گرمايي كه از خورشيد به آن ميرسد باحتمال وجود نوعي حيات در اين سياره كمك ميكند.
برخى از دانشمندان در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم زمانيكه سياره مريخ را رصد ميكردند ياد آور شدند كه آنها از طريق تلسكوب خطوط منظمي شبيه به كانالهاي آبرساني را بر سطح مريخ مشاهده كرده اند،روزنامه ها اين خبر را منتشر كردند و آن را دليلي بر وجود حيات بر سطح مريخ دانستند،بعقيده آنان وجود اين كانالها ميتواند دليلي بروجود تمدني زنده يا منقرض شده در گذشته باشد.
ولي ديري نگذشت كه دانشمندان متوجه شدندكه اين خطوط اصلا بر سطح مريخ وجود ندارد،و خطوط مشاهده شده در واقع خطوط موئينه شكلي بوده كه بر روي عدسيهاي تلسكوب وجودداشته و رصد كننده تصور كرده كه اين خطوط كانالهاي آبرساني بر روي مريخ است،ولي با اين وجود توجه دانشمندان به اين سياره كمرنگ نشدتا آنجا كه در سه سال أخير اين توجه چند برابر هم شد زيرا آنان بر اساس محاسبات نجومي دريافته بودندكه اين سياره در اواخر سال 2..3 ،پس ازهزاران سال در نزديكترين فاصله خود از زمين قرار ميگيرد.رصد خانه هاي سراسر دنيا تلسكوبهاي خود را بسوي مريخ تنظيم كردند تا بتوانند حركات آنرا دنبال كنند و منتظر نزديك شدنش به زمين باشند و در اين فرصت بتوانند عكسهاى واضحترى از آن بگيرند.متعاقب آن مطالب زيادي نيز پيرامون اين سياره نوشته شد. |
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در ساعت 10:20 |
لینک
|
ششم اسفند 1386
نوشته هاي دكتر زغلول نجار
این گونه تصور می شود که زمانی زمین قسمتی از خورشید بوده و بعد از آن جدا شده است بنابراین دانشمندان فکر می کردند که آهن در خورشید تشکیل شده اماغلط بودن این تفکر به اثبات رسید زیرا دمای سطح خورشید 6000 درجه سلسیوس است و دمای هسته آن بین 15 تا 16 میلیون درجه سلسیوس است و با این دما آهن نمی تواند شکل بگیرد. کل دمای منظومه شمسی به اندازه ای نیست که آهن را به وجود بیاورد.
جهان ما از 74% هیدروژن و 24% هلیوم تشکیل شده و بقیه آن که 2% است را 105 عنصر دیگر تشکیل می دهند.دانشمندان با بررسی خورشید دریافتند که فقط دارای هیدروژن و هلیوم است و می دانند که اتم های هیدروژن به هم پیوند می خورند و هلیوم را به وجود می آورند و عمل جوش هسته ای در خورشید تا زمانی که هیدروژن وجود داشته باشد ادامه می یابد و بعد از آن به یک غول قرمز تبدیل می شود و ماه و دیگر سیارات را می بلعد. قرآن کریم قبل از یافته های علمی به این رخداد نجومی اشاره کرده است.
خداوند در قرآن می فرمایند: "و خورشید و ماه یکجا جمع می شوند."[القيامة: 9]
خورشید فقط یک توپ پر از گاز است که هرگز دارای آهن نمی باشد و آهن موجود در زمین به گونه ای دیگر به وجود آمده است. آهن برای به وجود آمدن به دمای 600 میلیون درجه نیاز دارد. دانشمندان می گویند که چنین درجه حرارتی فقط در ستاره هایی پیدا می شود که جرمشان سه برابر خورشید است.در این ستارگان جوش هسته ای با تبدیل هیدروژن به هلیوم شروع می شود و این جوش تا زمانی که آهن تشکیل شود ادامه می یابد و آهن نمی تواند به عنصر سنگین تر تبدیل شود زیرا بیشترین دمای انقیاد را دارد.اتم های آهن برای تشکیل نیاز به انرژی دارند بنابراین تعادل داخل ستاره به هم می خورد و ستاره به یک ابرنواخترتبدیل می شود و شهاب هایی که دارای آهن و دیگر فلزات هستند به وجود می آیند و با زمین و دیگر سیارات برخورد می کنند.
بنابراین آهن از یک محلی دیگر به زمین آمده است
خداوند در قرآن می فرمایند:{وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ}[الحدید:25]
و آهن را فروفرستادیم که در آن نیرویی است سخت و سودهایی برای انسان ها..."
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در ساعت 23:21 |
لینک
|
بیست و هشتم بهمن 1386
خداوند در بسياري از آيات قرآن ,انسان را دعوت به تفكر در طبيعت مي كند. تعدادي از اين آيات در اينجا آورده شده اند. قابل ذكر است كه عكسها زير بر اساس سليقه شخصي جمع آوري شده اند و ممكن است نشان دهنده عمق آيات نباشند
|
سوره الرعد, آيه سه
و اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوهها و رودها نهاد و از هر گونه ميوهاى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مي پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مي كنند نشانه هايى وجود دارد |
|

|

|

|
|

|
سوره الروم, آيه ۲۴
و از نشانههاى او [اينكه] برق را براى شما بيم آور و اميدبخش مينماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو ميفرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده ميگرداند در اين [امر هم] براى مردمى كه تعقل ميكنند قطعا نشانه هايى است |
|

|
سوره النحل, آيه ۱۱
به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما ميروياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه ميكنند نشانهاى است |
|
سوره النحل, آيه ۱۲
و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مىكنند نشانه هاست |
|

|

|

|
|

|
سوره النحل, آيه ۱۳
و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بي ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مي گيرند نشانهاى است |
|

|
سوره الحشر, آيه ۲۱
اگر اين قرآن را بر كوهى فروميفرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم پاشيده ميديدى و اين مثلها را براى مردم ميزنيم باشد كه آنان بينديشند |
|

|
سوره النحل, آيه ۶۹
سپس از همه ميوهها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مي آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مي كنند نشانه [قدرت الهى] است |
نوشته شده توسط گروه در ساعت 11:22 |
لینک
|
چهارم دی 1386
خلقت هنوز قباى هستى بر عالم نياراسته بود، ظلمت بود، جهل بود، عدم بود، سرد و وحشتناك، و در دايره امكان، هنوز تكيهگاهى وجود نداشت. خدا كلمه بود، كلمهاى كه هنوز القاء نشده بود، خدا خالق بود، خالقى كه هنوز خلاقيتش مخفى بود، خدا رحمان و رحيم بود ولى هنوز ابر رحمتش نباريده بود، خدا زيبا بود، ولى هنوز زيبايىاش تجلى نكرده بود، خدا عادل بود ولى عدلش هنوز بروز ننموده بود، خدا قادر و توانا بود ولى قدرتش هنوز قدم به حوزه عمل نگذاشته بود، در عدم چگونه كمال و جلال و جمال خود را بنماياند؟ در سكوت چگونه كلمه زاييده شود؟ در جمود چگونه خلاقيت و قدرت تظاهر كند؟ عدم بود، ظلمت بود، سكوت و جمود و وحشت بود.
اراده خدا تجلى كرد، كوهها، درياها، آسمانها و كهكشانها را آفريد، چه انفجارها، چه طوفانها! چه سيلابها! چه غوغاها كه حركت اساس خلقت شده بود و زندگى باشور و هيجان زائدالوصفش به هر سو مىتاخت. درختها، حيوانها و پرندهها بهحركت درآمدند. جلال، بر عالم وجود خيمه زد و جمال، صورت زيبايش را نمايان ساخت، و كمال، اداره اين نظام عجيب را بهعهده گرفت. حيوانات به جنب و جوش و پرندگان به آواز درآمدند، و وجود نغمه شادى آغاز كرد و فرشتگان سرود پرستش سر دادند.
آنگاه، خدا انسان را از آفريد و او را بر صورت خويش ساخت، و روحخود را در او دميد و اين خلقت عجيب را در ميان غوغاى وجود رها ساخت.
انسان، غريب و ناآشنا، از اينهمه رنگها، شكلها، حركتها و غوغاها وحشت كرد، و از هر گوشه به گوشهاى ديگر مىگريخت، و پناهگاهى مىجست كه در آن با يكى از مخلوقات همرنگ شود و در سايه جمع استقرار بيابد و از ترس تنهايى و شرم بيگانگى و غيرعادى بودن به درآيد.
به سراغ فرشتگان رفت و تقاضاى دوستى و مصاحبت كرد، همه با سردى از او گذشتند و او را تنها گذاشتند و در جواب الحاح پرشورش سكوت كردند. اين انسان وحشتزده و دلشكسته با خود نوميدانه مىگفت: مرا ببين، يك لجن خاكى مىخواهد انيس فرشتگان آسمان شود! و آنگاه با عتاب به خود مىگفت: اى لجن چطور مىخواهى استحقاق همنشينى فرشتگان را داشته باشى؟ و سرشكسته و خجل، گريخته در گوشهاى پنهان شد، تا كمكم توانست بر اعصاب خود مسلط شود و از زاويه خجلت، بيرون آيد و براى يافتن دوست به مخلوقى ديگر مراجعه كند.
پرندهاى يافت در پرواز، كه بالهاى بلندش را باز مىكرد و به آرامى در آسمانها سير مىنمود، خوشش آمد و از اينكه اين پرنده توانسته خود را از قيد زمين خاكى آزاد كند شيفته شد، اظهار محبت كرد و تقاضاى دوستى نمود و گفت: آيا استحقاق دارم كه همپرواز تو باشم؟ اما پرنده جوابى نداد و به آرامى از او گذشت و او را در ترديد و ناراحتى گذاشت و او افسرده و سرافكنده با خود گفت: مرا ببين كه از لجن خاكى ساخته شدهام ولى مىخواهم از قيد اين زمين خاكى آزاد گردم! چه آرزوى خامى! چه انتظار بىجايى! به حيوانات نزديك شد، هر يك بلاجواب از او گذشتند و اعتنايى نكردند، خود را به ابر عرضه كرد و خوش داشت همراه تكههاى ابر بر فراز آسمانها پرواز كند، اما ابر نيز جوابى نداد و به آرامى گذشت، به دريا نزديك شد و طلب دوستى كرد، اما دريا با سكوت خود طلب او را بلاجواب گذاشت، او دست به دامن موج شد و گفت: آيا استحقاق دارم كه همراه تو بر سينه دريا بلغزم. از شادى بجوشم و از غضب بخروشم، و بر چهره تختهسنگهاى مغرور سيلى بزنم و بعد تا به ابديت خدا پيش بروم و در بىنهايت محو گردم؟... اما موج بىاعتنا از او گذشت و جوابى نداد، انسان دلشكسته و ناراحت، روى از دريا گردانيد و به سوى كوه رفت و از جبروت عظمتش شيفته شد و تقاضاى دوستى كرد. كوه، جبروت كبريايى خود را نشكست و غرور و جلالش اجازه نداد كه به او نگاهى كند، انسان دلشكسته و نااميد سر به آسمان بلند كرد، از وسعت بىپايانش خوشحال شد و با الحاح طلب دوستى كرد... اما سكوت اسرارآميز آسمان به او فهماند كه تو لجن خاكى استحقاق همنشينى مرا ندارى. به ستارگان رجوع كرد، ولى هر يك بىاعتنا گذشتند و جوابى ندادند. انسان به صحراهاى دور رفت و خواست در كويرى تنها زندگى كند و تنهايى خود را با تنهايى كوير هماهنگ نمايد و از تنهايى مطلق بهدر آيد، ولى كوير نيز با سكوت سرد و سوزان خود انسان آشفته و مضطرب را سرگردان باقى گذاشت
انسان، خسته، روح مرده، پژمرده، دلشكسته، وحشتزده و مأيوس، تنها، سر به گريبان تفكر فرو برد، و احساس كرد كه استحقاق دوستى با هيچ مخلوقى را ندارد، او از لجن است، لجن متعفن، از پستترين مواد و هيچكس او را به دوستى نمىپذيرد... آنگاه صبرش به پايان رسيد، ضجه كرد، اشك فرو ريخت، و از ته دل فرياد برآورد: كيست كه اين لجن متعفن را بپذيرد؟ من استحقاق دوستى كسى را ندارم، من پستم، من ناچيزم، من بدبختم، من گناهكارم، من روسياهم، من از همهجا رانده شدهام، من پناهگاهى ندارم، كيست كه دست مرا بگيرد، كيست كه نالههاى مرا جواب بگويد؟ كيست كه بدبختى مرا ملاحظه كند؟ كيست كه مرا از تنهايى به درآورد؟ كيست كه به استغاثه من لبيك بگويد؟
ناگهان طوفانى بهپا شد، زمين به لرزه درآمد، آسمان غريدن گرفت، برق همچون تازيانههاى آتشين، بر گرده آسمان كوفته مىشد، گويى كه انفجارى در قلب عالم بهوقوع پيوسته است، صدايى در زمين و آسمان طنينانداز شد، كه از هرگوشه و از دل هر ذره و از زبان هر موجود بلند گرديد:
اى انسان، تو محبوب منى، دنيا را بهخاطر تو خلق كردهام، و تو را بر صورت خود آفريدهام، و از روح خود در تو دميدهام، و اگر كسى به نداى تو لبيك نمىگويد، به خاطر آنست كه همطراز تو نيست و جرأت برابرى و همنشينى با تو را ندارد، حتى جبرئيل، بزرگترين فرشتگان، قادر نيست كه همطراز تو شود، زيرا بالش مىسوزد و از طيران به معراج بازمىماند.
اى انسان، تنها تويى كه زيبايى را درك مىكنى، جمال و جلال و كمال تو را جذب مىكند. تنها تويى كه خداى را با عشق - نه با جبر - پرستش مىكنى، تنها تويى كه در تنهايى نماينده خدا شدهاى، اى انسان تنها تويى كه قدرت و خلاقيت خدا را درك مىكنى، تنها تويى كه غرور مىورزى و عصيان مىكنى، و لجوجانه مىجنگى، و شكسته مىشوى و رام مىگردى، و جلال و جبروت خدا را با بلندى طبع و صاحبنظرى خود درك مىكنى، تنها تويى كه فاصله بين لجن و خدا را قادرى بپيمايى و ثابت كنى كه افضل مخلوقاتى! تنها تويى كه با كمك بالهاى روح به معراج مىروى، تنها تويى كه زيبايى غروب تو را مست مىكند و از شوق مىسوزى و اشك مىريزى.
اى انسان، خلقت در تو به كمال رسيد، و كلمه در تو تجسّد يافت، و زيبايى با ديدگان زيبابين تو ظهور كرد، و عشق با وجود تو مفهوم و معنى يافت، و خدايى خود را در صورت تو تجلى كرد.
اى انسان، تو مرا دوست مىدارى و من نيز تو را دوست مىدارم، تو از منى، و به سمت من
نوشته شده توسط گروه در ساعت 19:55 |
لینک
|
چهارم دی 1386
مقاله ای از دکتر محمد رضائی چاپ شده در مجله دانشمند. اسفند هشتادوچهار
ویرایش وتایپ:ایمان رستگار
((والجبال اوتادا))
مقصود از این که کوه ها هم چون میخ هستند چیست؟
قرآن مجید در سوره های متعددی در باره آفرینش کوه ها سخن گفته و راز خلقت واسرار وجود آنها را با تعبیرات گوناگونی بیان کرده استاز بین رازهای وحکمت های آفرینش کوه ها بیشتر روی استقرار و آرامشی که در پرتو کوه ها نصیب ساکنان زمین شده است تکیه کرده و وجود آنها را مانع از پدید آمدن حرکات نا موزون واضطراب ونوسان معرفی مینماید و در سوره های گوناگون با عبارات متعدد می فرماید: ((والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم))((ودر زمین کوه های استواری افکند {مبادا}که شما را بلرزاند))
وگاهی این حقیقت را به عبارت دیگر بیان کرده و میفرماید: ((والجبال اوتادا)) ((کوه ها را میخهای زمین آفریده ایم))
عوامل لرزش واضطراب زمین:
حال این سوال مطرح میشود که منشاء این اضطراب و نوسان چیست؟که کوه ها از بروز آن جلو گیری مینماید
1.کره زمین دارای چهارده تا شانزده حرکت مختلف است که بعضی مربوط به داخل زمین است و اکثرا نسبت به کرات دیگر انجام می شود .در اینجا به ذکر عمده آن میپردازیم:
الف:حرکت وضعی(دورانی)
زمین در هر بیست وچهار ساعت یک بار از مغرب به مشرق دور مهور خود می چرخد و شب وروز به وجود می آید سرعت این حرکت دورانی در مدار استوا در هر ساعت 1666کیلو متر و در هر ثانیه 461متر است که هرچه به قطبین نزدیک شویم از مقدار آن کاسته میشود.
ب:حرکت انتقالی :
زمین با حرکت اتتقالی سریع خود که سرعت آن 170هزار کیلومتر در ساعت است به دور خورشیدمی چرخد
ج:حرکت هلیسی:
چون منظومه شمسی در هر ثانیه 20 کیلو متر در فضا و به مقصد نا معلومی به دنبال ستاره( وگا )حرکت میکند کره زمین مجبور است سرعت حرکات وضعی و انتقالی خود را چنان ترتیب دهد تا از کاروان نام برده عقب نماند و پیشروی نیز ننماید
سرعت این حرکت در روز اول تیر ماه ثانیه ای 28900 کیلومتر ودر اول دی ماه 30 هزار کیلو متر است
به طور مسلم این حرکت سریع زمین و بلاخص حرکت وضعی آن در تماس با هوای مجاور آن ودر برخورد با ملکولهای هوا با سطح کره آنچنان گرمائی تولید می کند که برای مشکل ساختن حیات روی زمین کافی است این مشکل در صورتی پیش می آید که هوای مجاور زمین همراه خود زمین حرکت نکند و در اثر برخورد با ملکول های هوای ساکن که همه جوانب آنرا مانند پوست پیاز فرا گرفته است حرارت شدیدی تولید میشود ولی اگر هوای مجاور زمین پایاپای خود زمین حرکت نماید و هر دو دست به دست هم وبه یک سمت در حال حرکت باشد قطعا چنین خطری پدید نخواهد آمد
از این رو وجود کوه ها وپستی وبلندی ها ی زمین در حرکت "هوای مجاور" همراه زمین نقش موثری دارند زیرا در پرتو فواصل کوه ها وپستی وبلندی های آن قشر جامد زمین را به صورت سرزمین شخم زده در آورده است و هوای مجاوری که با سطح زمین تماس دارد در میان کوه ها حبس شده وپستی وبلندی های مختلف زمین که حتی در برخی از مناطق به هشت کیلومتر میرسد هوای چسبیده به زمین را در داخل خود نگاه داشته است و هنگام حرکت زمین هوای داخل فرورفتگی ها و چسبیده به آن، با آن حرکت میکند و هر دو در مسیر واحدی پایاپای یکدیگر به گردش خود ادامه میدهند و شاید این آیه:
((والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم)){نحل/15}<<و در زمین کوه های استواری افکند تا شما را از حرکات نا موزون حفظ کند>>
اشاره به این راز بزرگ باشد که در سایه کوه ها به وجود می آید
2.ممکن است که این حرکات نا موزون که کوه ها مانع از بروز آن است به خاطر جاذبه نیرومند ماه باشد که می تواند در پوسته زمین جذر ومدی مانند آنچه در دریا رخ میدهد ایجاد کند و همواره در حرکت و اضطراب باشد. ولی مانع از بروز این نوع از حرکات نا موزون،همان کوه است رزرا کوه ها در حقیقت حکم یک زره محکم فولادین را دارند که دور تا دور زمین را احاطه کرده و با توجه به ارتباط و پیوندی که از زیر به هم دارند یک شبکه نیرومند کده زمین را نپوشانده بود و پوسته روی زمین از یک قشر نرم و لطیفی مانند خاک وشن تشکیل شده بود به آسانی تحت تاثیر جاذبه نیرومند ماه واقع شده و حرکات نا موزونی مانند جزر و مد دریاها را در آن به وجود می آورد با اینکه قشر محمی پوسته زمین را پوشانده ، باز هم حرکات خفیف را در آن پیدا میشود وهر بار حدود 15 سانتیمتر پوسته زمین به تدریج بالا وپائین میرود
3.عامل این لرزشها مواد مذابی است که هسته مرکزی زمین را تشکیل می دهد و در دل زمین مملو از گازهای مترا کمی است که با شدت هر چه تمام تر بر آن فشار وارد میکند زلزله های جبران ناپذیری که خسارت های جبران ناپذیری به وجود می آورد به عقیده گروهی از دانشمندان نتیجه حرارت مواد مذاب و گازهای درونی است که با شدت خارج میشوند
در این صحنه متلاطم یگانه عاملی که مانع متلاشی شدن قطعات زمین میشود همان کوههاست .ریشه های کوه های سنگین که در اعماق زمین فرو رفته وقطعات زمین را در بر گرفته ،آن ها را به هم اتصال میدهد وبسان میخ ها که قطعات تخته را به هم متصل میسازد و از انفکاک وجدایی آن جلو گیری میکند قطعات زمین را از تفریق وپاشیدگی باز میدارد شاید آیه (والجبال اوتادا )(کوه هارا میخ های زمین قرار دادیم )
اشاره به همین حقیقت باشد که بیان گردید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در ساعت 19:22 |
لینک
|
بیست و ششم آذر 1386
|
آغاز و پايان جهان در قرآن كريم | |
نوشته : دكتر سلامه عبد الهادي
قبل از هرچيز به اين نكته اشاره مي كنيم كه ما قصد تحليل علمي قرآن را نداريم زيرا هيچ كس قادر به رسيدن به تفسير علمي كامل از قرآن نيست حتي يك آيه از آن. علم ما بسيار كم تر از فهم اين آيه ها است. اما اين يك تلاش با وجود محدوديت هاي علمي شخصي ما است. علي رغم اين كه علم ما محدود است ولي ديگران كه علم بيشتري دارند و تخصص بيشتري دارند مي توانند تحقيق كنند تا راز هاي بيشتري از قرآن را براي ديگران آشكار سازند.
در اين مقاله ما به بعضي از آيه هاي قرآن كه در سوره الانبيا است نگاهي مي اندازيم. اين آيه ها ما را به تفكر در مورد خالق و يكتايي اش از طريق اثبات هايي بسيار عقلي و علمي دعوت مي كند. اين آيه ها در مورد آغاز و ادامه و پايان جهان صحبت مي كنند. دانشمندان تلاش كردند تا به بعضي از سوال ها از جمله اينكه جهان چگونه به اين يكتايي و نظم به وجود آمده،چگونه با اين نظم به حيات خود ادامه مي دهد و پايانش چگونه خواهد بود پاسخ دهند. آنها مواد ستارگان و سيارات را بررسي كردند و آن ها را يكسان يافتند. آنها نحوه حركت ستارگان و مسيري كه طي مي كنند را مشاهده كردند و چگونگي حركت سيارات اطراف آن ها را بررسي كردند. آن ها اندازه و طول عمر ستارگان را محاسبه كردند و مشاهده كردند كه قوانين مخصوصي بر حركت، مواد و اجرام آن ها حاكم است و از برنامه هاي خاصي تبعيت مي كنند بنابراين نتيجه گرفتند كه بايد از يك منبع سر منشا گرفته باشند. بنابراين فرض كردند كه احتمالا در ابتدا يك ماده فشرده وجود داشته كه در يك محيط بسيار محدود و پر فشار قرار گرفته بوده. سپس در يك لحظه انفجاري بزرگ رخ داده كه باعث شده اين ماده به امواج تبديل شود. اين امواج در يك لحظه دركيهان منتشر شده اند. به خاطر سرماي شديد كيهان، اين امواج به سرعت به اتم تبديل شده اند. سپس اين اتم ها به ستارگاني تبديل شدند كه حركت، تشعشعات و طول عمرشان از يك قانون يكسان پيروي مي كند! اين ستارگان همچنين به گروه هايي تقسيم بندي شدند كه قوانين بين گروه ها نيز يكسان مي باشد.
اما عقل انسان حكم مي كند كه يك انفجار نمي تواند منجر به ايجاد اين يكساني حيرت انگيز شود. بلكه بر عكس انفجار منجر به نابودي و عدم تعادل مي گردد و نمي تواند چنين آسمان و زمين زيبا با سيستم هايي كه از قوانين دقيقي پيروي مي كنند به وجود آورد.( بعد از انفجار انتروپي به شدت افزايش مي يابد و مواد باقي مانده روبه بي نظمي مي گذارند ولي بعد از انفجار بزرگ نه تنها بي نظمي به وجود نيامده بلكه همان طور كه مي بينيم نظم و شعور حيرت انگيزي در ميان كوچك ترين ذرات گرفته تا بزرگ ترين ستارگان وجود دارد و اين چيزي به غير از تجلي اسما و صفات الهي نيست. مترجم).
هيچ كس حقايق خلقت ستارگان را نمي داند اما خالق اين ستارگان از همه آن ها اطلاع دارد. خداوند در آخرين سوره اي كه به محمد صلوات الله عليه و آله وسلم نازل كرد بسياري از حقايق علمي را در مورد ستارگان به محمد آشكار كرد. اجازه بدهيد ببينيم الله (جل جلاله) چگونه نظر ما را به حقايق علمي از طريق سوالي در مورد شروع دنيا جلب مي كند و به هدايت او به جواب سوال دقت مي كنيم. حال آيه 30 از سوره الانبيا را مي خوانيم:
{أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ } [الأنبياء :30] "آنان كه ناباور شده اند، آيا ندانند كه آسمان ها و زمين به هم پيوسته بوده اند و ما آن ها را از هم جدا كرديم و هر چيز زنده را از آب آفريديم ؟ پس آيا ايمان نمي آورند" |
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در ساعت 21:29 |
لینک
|
سی ام مهر 1386
|
انفجار بزرگ در سرتاسر كيهان طنين افكنده است | |
نوشته: هارون يحيى
در دو تلاش بزرگي كه در تهيه نقشه جهان تا امروز صورت گرفته است، دانشمندان به مواردي دست يافته اند كه نظريه انفجار بزرگ را به شدت تائيد مي كند. نتايج تحقيقات در كنفرانس زمستانه جامعه نجومي آمريكا ارائه شد.
وسعت زياد پراكندگي كهكشان ها توسط اخترشناسان محاسبه شده است كه به عنوان مهم ترين يافته دانشمندان در اين زمينه به حساب مي آيد. بنابراين با اين وجود مي توان از اطلاعات محل قرارگيري كهكشان ها به عنوان «پنجره اي به سوي تاريخ جهان» استفاده كرد.
در اين تحقيق كه چندين سال به طول انجاميد، دو گروه مختلف كه شامل دانشمندان كشور هاي انگلستان و استراليا و امريكا بود نقشه اي سه بعدي از 266000 كهكشان تهيه شد. دانشمندان اطلاعات جمع آوري شده در مورد توزيع كهكشان ها را با اطلاعات تشعشعات پس زمينه كيهاني كه در سرتاسر كيهان پراكنده است مقايسه كردند و كشفيات جديدي در مورد مبدا كهكشان ها به دست آوردند. محققان از اطلاعات جمع آوري شده نتيجه گرفتند كه كهكشان ها در جايي شكل گرفتند كه ماده 350000 سال بعد از انفجار بزرگ شكل گرفته بود و دسته هاي مواد كه در كنار هم بودند به خاطر نيروي جاذبه همديگر چسبيدند. |
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در ساعت 16:26 |
لینک
|
سیزدهم تیر 1386
|
|
تهيه: فضل الله امين
پيشگفتار
خداوند پاک هنگامی که حکمت خود را بر روی زمين گسترانيد سعادت دنوی واخروی انسان را فالب کتابی نازل کرد که آن را قرآن کريم نا ميد ودرهرعصروزمان مطابق استعداد مردم آياتي را نازل مي ساخت وبراي بيان خردمندانه اين احكام راهنماياني براي انسان مي فرستاد .
پس اين هدايتنامة بزرگ الهي جامع تمام نيازهاي بشري بوده ومربوط به همة ادواروعصرهاست وتمامي انسانها را شامل خواهد شد .احكام وعبادات ، قوانين ،فضايل وآداب وقوانين سياسي ،مدني ، اجتماعي واقتصادي همگي درقرآن جمع شده اند .
خداوند با نزول قرآن حجتش را برافراد تمام كرده وهيچ كتابي مثل قرآن جوابگوي كلي نيازهاي انسان نخواهد بود.احكام وعبادات ، فضايل ، آداب وقوانين سياسي درآن بيان شده وهمين موارد است كه نشان مي دهد اين يك ساختة انساني نبوده بلكه خارق العادة ومعجزه اي است الهي پس حتما منشأيي غيرانساني دارد .
دلايل اعجاز قرآن كريم؟ |
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در ساعت 14:55 |
لینک
|
سی ام خرداد 1386
|
|
نويسنده: مليحه علمچي
قرآن مجيد در آيات متعددي از مسايل مربوط به قوانين آفرينش، عالم طبيعت و ... سخن گفته، و در زماني از اين حقايق پرده برداشته كه جز از راه وحي، توان دستيابي به اين علوم وجود نداشته است. البته آيات علمي قرآن در بيان حقيقت، جنبه احتياط را پيش گرفته يعني هرجا كه مطلبي قابل درك بوده به طور صريح گفته و در غير اين صورت مجمل بيان كرده است، تا مردم قرون بعد كه از نظر اكتشافات و پيشرفتهاي علمي وضع بهتري دارند آن را شرح و تبيين كنند، كه موارد آن از اين قرار است:
1ـ تركيبات متناسب و معين نباتات كه هر كدام داراي وزن مخصوص و تركيب خاص هستند و اخيراً اين مطلب ثابت شده كه اگر بعضي از اجزاي آن كم و زياد ميشد از صورت آن نبات خاص خارج ميگرديد. |
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در ساعت 12:11 |
لینک
|
سی ام خرداد 1386
نوشته شده توسط گروه در ساعت 11:46 |
لینک
|
پنجم خرداد 1386
|
مراحل شکل گيری تگْرگ و رعد | |
عبد المجيد الزنداني
خداوند متعال می فرمايد: (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ) (النور:43)
مگر نمیدانی که خداوند ابرها را آهسته ( به سوی هم) ميراند, سپس آنها را گرد ميآورد. بعد آنها را متراکم وانباشته ميسازد, آنگاه می بينی که باران از لا بلای آنها بيرون می ريزد, ونيز خدا از آسمان,از ابرهای که مانند آن, تگرگهای بزرگی را فرو مياورد, وهر کس را بخواهد با آن زيان ميرساند, وهرکس را بخواهد از زيان آن بدور ميدارد. در خشش برق ابرها نزديک است چشمها را از ميان بردارد,( هر يک از اين پديده هادليل بر قدرت خدا وموجب ايمان به آفريدگار آنها است).
دکتر عبد المجيد الزندانی ميگويد: بعد از مطالعات بر روی آبرها در مرکز رصد خانه جده ( عربستان سعودی) به اين نتيجه رسيدم که, چگونگی باران از ابرها دارای سيستم ومراحل خاصی می باشد,سپس به قرآن کريم رجوع كردم برایم واضح شد که خداوند متعال اين مراحل را به شکل دقيق بيان نموده است.
يکی از اين ابرها را نوع تراکمی مينامند:
ابرهای متراکم: وقتی ابرها خورد روی هم متراکم شوند, وابرهای بزرگتر را تشکيل می دهند, چنانکه خداوند در قرآن کريم فرموده است: (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ) ابرها را روی هم متصل ميگرداند, ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَاماً, يعنی متراکم ميسازد. (ثم يجعله ركاماً فترى الودق يخرج من خلاله)
در ابرهای کوه مانند پارچه های يخ وجود دارد که با گردش آنها تگْرگ تشکيل می شود,
( وينزل من السماء من جبال فيها من برد فيصيب به من يشاء ويصرفه عمن يشاء يكاد سنا برقه يذهب بالأبصار)از آسمان از ابراهای کوه مانند آن, تگْرگهای بزرگی را فرو مياورد, وهر کس را بخواهد بان ضرر ميرساند,وهر کس را بخواهد از زيان آن برطرف می کند. درخشندگی برق ( حاصل از اصطکاک)ابرها ( آن اندازه نيرومند است) نزديک است چشمها را ( خيره و) از ميان بردارد. به اين نتيجه خواهد رسيد که ابرهای باهم متصل می شوند, چرا قرآن از کلمۀ تأليف استفاده نموده است , تأليف بمعنای چند چيز مختلف را در کنار هم گذاشتن وبه هم پيوند دادن است. علت اينکه قرآن کريم کلمۀ تأليف بکار برده اين است که پاره ابرها از نظر غلظت بخار آب وترکيبات وغيره با هم فرق می کند. چرا قرآن کريم از حرف ( فا) استفاده کرده است؟ حرف ( فا) به تعقيب وترتيیب دلالت ميکند, که بسرعت می انجامد.
شرح آیۀ مبارکه: ريزۀ تگْرگ همانطور قران کريم گفته در واقع دانه های يخ است که در بالائی ابرها است. ريزه های تگرگ زمان تشکيل می شود که تخته های يخی در بالای ابر,قطره های آب را که سردی آنها در تحت صفر است ولی متجمد نمی شوند جمع می کند.واين قطره ها بزرگتر شده وحرکت رو به بالای آنها متوقف می شود وبه صورت قطره های باران وتگرگ فرو می آيند.
دانشمندان ميگويند : وقتی تگرگ از ميان يک منطقه تحت صفر ومنطقه ريزهای يخی در ابر می افتد ابر الکتريست می شود, وزمانی قطره های مايع با دانه های تگرگ بر خود ميکنند سريعاً هنگام تصادم يخ می بندند.اين عمل سطح دانه تگرگ را از ذرات يخ دور تا دور گرم ترنگه می دارد.اين آيه مبارکه بيان گر چنين واقعه مي باشد: (فيصيب به من يشاء ويصرفه عمن يشاء يكاد سنا برقه يذهب بالأبصار) سنا" درخشندگی. پرتو. اينجا اشاره به رعد وبرقهای است که الکتریست می شود.
وگاهی در يک دقيقه چهل بار آذرخش در ميگيرد. واين الکترونها از بخش سرد تر به بخش گرمتر جريان پيدا می کنند. سپس از آن دانه تگرگ برق منفی می شود همين اثر نيز وقتی قطر های با زير صفر با دانه های تگرگ وذره های ريز داری برق مثبت بر خورد می کنند رخ می دهد. اين شحنه های داری برق مثبت توسط باد به منطقه بالای ابر برده می شوند وتگرگ دارای برق منفی به زير ابر می افتد وبدين گونه منطقه پائين تر ابر منفی می شود اين برق منفی بصورت نور آزاد می شود. ونور آن چنان شديدی است چشمها را خيره ميسازد. |
نوشته شده توسط گروه در ساعت 16:34 |
لینک
|
هشتم اردیبهشت 1386

|
اشارات اديان مختلف، اسلام و ائمه در مورد خواص سنگها |
ربيعه الراي مي گويد : ديدم در دست علي بن حسين (ع )نگين عقيق است به ايشان عرض كردم اين چه نگيني است ؟ فرمودند : اين نگين عقيق رومي است ، هركس انگشتر عقيق به دست كند حاجتهاي او برآورده مي شود
امام صادق (ع) مدام مي فرمودند :هركس انگشتري كه نگينش عقيق است انتخاب كند فقير نمي شود وكارهايش فقط به نيكو ترين وجه پايان مي يابد
امام رضا (ع) فرمودند : انگشتر عقيق فقر را از ميان مي برد ، و دست كردنش نفاق و دو رويي را محو مي كند
امام رضا (ع) فرمودند : هركس با عقيق قرعه بياندازد نصيب فراواني عائد او خواهد شد
امام صادق (ع) فرمودند : عقيق محافظ در سفر است
رسول خدا(ص) فرمودند : هركس از شما مادامي كه اين عقيق همراه او باشد غم وغصه اي نمي رسد
امام صادق (ع) فرمودند : دو ركعت نماز به همراه نگين عقيق معادل هزار ركعت نماز بدون عقيق است
هر كس انگشتر فيرزوه دست كند ، دست او نيازمند نخواهد شد . فضيلت فيروزه از قول امام كاظم (ع) : فيروزه سنگي است كه جبرئيل به رسول خدا (ص) هديه نموده است و رسول خدا آن را به اميرمومنان علي (ع) بخشيد فيروزه درمان كسي است كه صاحب فرزند نمي شود
امام صادق از رسول خدا چنين نقل فرمودند :
خداوند سبحان مي فرمايد : هر آينه من خدا ، حيا مي كنم
از بنده اي كه دستش را به سوي من بالا آورده
و در دستش انگشتري با نگين فيروزه است ، نا اميد برگردانم
عبد خير مي گويد : حضرت علي (ع) چهار انگشترداشتند ، كه به دست مي كردند : - انگشتر ياقوت براي نجابت و بزرگي - فيروزه براي پيروزي -حديد چيني براي نيرومندي - عقيق را نيز براي محافظت
|
نوشته شده توسط گروه در ساعت 16:13 |
لینک
|
هشتم اسفند 1385
نوشته شده توسط گروه در ساعت 3:34 |
لینک
|
پنجم اسفند 1385
نوشته شده توسط گروه در ساعت 3:37 |
لینک
|
چهاردهم دی 1385
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا (واقعه:5)
و كوهها به تمامى متلاشى شوند،

نوشته شده توسط گروه در ساعت 1:38 |
لینک
|
هفتم دی 1385
در مورد معجزات عددی قرآن بسیار شنیده ایم، حال کمی هم به تناقضات عددی آن بپردازیم که ارتکاب آنها توسط ذات باری تعالی مسلماً از معجزات عظیمه است:
تناقضات عددی بسیاری در قرآن وجود دارد که در اینجا به برخی اشاره می کنیم :
آفرینش آسمان ها وزمین چند روز طول کشید؟
آفرینش آسمان ها و زمین:
آسمان چیزی نیست به جز سقف یا سایبانی بر روی زمین:
چرا زمین (مانند فرش) مسطح است و نه(مانند توپ) کروی؟
http://www.aviny.com/Quran/Farsi/Index.aspx
http://www.aviny.com/Quran/Farsi/Index.aspx
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در ساعت 2:23 |
لینک
|