تبليغاتX
کانون تخصصی قرآن و زمین شناسی

چهارم اردیبهشت 1387

تصویری از قیامت بر مبنای قرآن

در بسیاری از آیات قرآن, تصویری روشن از قیامت ترسیم شده است. برای مثال در سوره تکویر که در پایین آورده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر زیر تماما نمادین بوده و به هیچ وجه نشاندهنده عظمت این واقعه نیستند

 سوره التكوير
به نام خداوند رحمتگر مهربان

و آنگاه كه كوهها به
رفتار آيند

و آنگه كه ستارگان همی ‏تيره شوند

آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد

وقتى شتران ماده وانهاده شوند

و آنگه كه وحوش را همى ‏گرد آرند

درياها آنگه كه جوشان گردند

و آنگاه كه جانها به هم درپيوندند

پرسند چو زان دخترك زنده به‏ گور

به كدامين گناه كشته شده است

و آنگاه كه نامه ‏ها زهم بگشايند

و آنگاه كه آسمان زجا كنده شود

و آنگه كه جحيم را برافروزانند

و آنگه كه بهشت را فرا پيش آرند

هر نفس بداند چه فراهم ديده

نه نه سوگند به اختران گردان

كز ديده نهان شوند و از نو آيند

سوگند به شب چون پشت گرداند

سوگند به صبح چون دميدن گيرد

كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

نوشته شده توسط گروه در 15:4 |  لینک ثابت   • 

بیست و پنجم فروردین 1387

پرندگان همه ستایش و نیایش خدا می کنند.

پرندگان همه ستايش و نيايش خدا مى‏كنند

سوره النور, آيه ۴۱
آيا ندانسته‏اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مى‏گويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏اند [تسبيح او مى‏گويند] همه ستايش و نيايش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏كنند داناست

نوشته شده توسط گروه در 11:19 |  لینک ثابت   • 

بیست و یکم اسفند 1386

سوگند به ستارگان

سوره ١٦, آیه ٩٤
سوگندهاي خود را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامهاي ثابت (بر ايمان) متزلزل گردد

خداوند کریم در تعدادی از آیات قرآن برای تاکید بر اهمیت موضوع و همچنین برای زیبایی کلام قسم یاد می کنند. در میان تمامی سوگندهای موجود در قرآن, در یک مورد بر اهمیت سوگند تاکید دوباره شده است و آن سوگند به جایگاههای ستارگان است. تاکید خداوند در این مورد بر عظمت قرآن مجید است. به این موضوع در آیات زیر اشاره شده است:ا

سوره ٥٦;, آیات ٧ ٥ تا ٧٩
سوگند به جايگاه‏هاى [ويژه و فواصل معين] ستارگان, اگر بدانيد آن سوگندى سخت بزرگ است, كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند, در كتابى نهفته, كه جز پاك‏شدگان بر آن دست ندارند

برای درک بهتر اهمیت این سوگند, باید وسعت وبزرگی جهان و ملیاردها ستاره و کهکشان موجود در آن را در نظر داشته باشیم. فقط در کهکشان ما در حدود میلیاردها ستاره هستند که هر کدام با سرعتی متفاوت و در مسیری مشخص به دور مرکز کهکشان در حال گردش هستند. با وجود تعداد بسیار زیاد این ستاره ها, امکان برخورد آنها با یکدیگر بسیار اندک است. سوگند به ستارگان در آیات دیگری هم از قرآن مجید تکرار شده است:ا

سوره ٨٦, آیات ١ تا ٤
سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد, و تو چه دانى كه اختر شبگرد چيست, آن اختر فروزان, هيچ كس نيست مگر اينكه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است

سوره ٥٣, آیات ١ و ٢
سوگند به اختر چون فرود مى‏آيد, [كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده, و از سر هوس سخن نمى‏گويد, اين سخن بجز وحيى كه وحى مى‏شود نيست

سوره ٨١, آیات ١٥ و ١٩
نه نه سوگند به اختران گردان, [كز ديده] نهان شوند و از نو آيند, سوگند به شب چون پشت گرداند, سوگند به صبح چون دميدن گیرد, كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

در بعضی آیات, خداوند کریم به خود قرآن قسم می خورند:ا

سوره ٣٦, آیات ٢ تا ٤
سوگند به قرآن حكمت‏آموز, كه قطعا تو از [جمله] پيامبرانى, بر راهى راست

سوره ٣٨, آیات ١ و ٢
صاد سوگند به قرآن پراندرز, آرى آنان كه كفر ورزيدند در سركشى و ستيزه‏اند

سوره ٤٣, آیات ٢ و ٣
سوگند به كتاب روشنگر, ما آن را قرآنى عربى قرار داديم باشد كه بينديشيد

سوره ٤٤, آیات ٢ و ٣
سوگند به كتاب روشنگر , [كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم

تعدادی دیگری از سوگندهای موجود در قرآن در اینجا گرد آوری شده اند:ا

سوره ٥١, آیات ١ تا ٨

سوگند به بادهاى ذره‏افشان

و ابرهاى گرانبار

و سبك سيران

و تقسيم‏كنندگان كار

كه آنچه وعده داده شده‏ايد راست است

و [روز] پاداش واقعيت دارد
سوگند به آسمان مشبك

كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد

سوره ٥٢, آیات ١ تا ٧

سوگند به طور

و كتابى نگاشته شده

در طومارى گسترده

سوگند به آن خانه آباد [خدا]ا

سوگند به بام بلند [آسمان]ا

و آن درياى سرشار [و افروخته]ا

كه عذاب پروردگارت واقع‏شدنى است

سوره ٩١, آیات ١ تا ٧

سوگند به خورشيد و تابندگى‏اش

سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود

سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند

سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد

سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت

سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد

سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد

سوره ١۰۰, آیه ١
سوگند به ماديانهائى كه با همهمه تازانند و با سم[هاى] خود از سنگ آتش مى‏جهانند

سوره ٦٨, آیه ١
نون سوگند به قلم و آنچه مى‏نويسند

سوره ٩٥, آیات ١ تا ٤
سوگند به انجير و زيتون, و طور سينا, و اين شهر امن [و امان], [كه] براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم.ا

نوشته شده توسط گروه در 10:24 |  لینک ثابت   • 

بیست و یکم اسفند 1386

معجزه نبوي در علم فلک

 

نويسنده: أورخان  محمد علي 

برگردان: سيد احمد هاشمی

چندي بيش يكي از دوستان نامه اى را از طريق ايميل برايم فرستادكه حاوي خبري جالب در باره سياره مريخ بوداين خبر در يكي از سايتهاي مشهور امريكايي متخصص در علم نجوم منتشر شده كه اين دوست آدرس سايت را هم نوشته بود.

اين خبر واقعا جالب بود زيرا حقيقتا به معجزه اى آشكار از معجزات نبوي اشاره داشت كه جايي را براى توجيه يا اعتراض و انكار باقى نمى گذاشت.

و اينك بخشي از اين خبر مفصل نجومي را بعرض ميرسانم:

بيش از يك قرن است كه سياره مريخ مورد توجه دانشمندان و ستاره شناسان قرار داشته است ،تا اينكه نظرياتي مطرح شد كه احتمال مي داد در مريخ حيات وجود داشته باشد،زيرا كه اين سياره ازلحاظ فاصله  از خورشيد، در رده دوم بعد از زمين قرار ميگيرد،واين بدين معناست كه گرمايي كه از خورشيد به آن ميرسد باحتمال وجود نوعي حيات در اين سياره كمك ميكند.

برخى از دانشمندان در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم زمانيكه سياره مريخ را رصد ميكردند ياد آور شدند كه آنها از طريق تلسكوب خطوط منظمي شبيه به كانالهاي آبرساني را بر سطح مريخ مشاهده كرده اند،روزنامه ها اين خبر را منتشر كردند و آن را دليلي بر وجود حيات بر سطح مريخ دانستند،بعقيده آنان وجود اين كانالها ميتواند دليلي بروجود تمدني زنده يا منقرض شده در گذشته باشد.

ولي ديري نگذشت كه دانشمندان متوجه شدندكه اين خطوط اصلا بر سطح مريخ وجود ندارد،و خطوط مشاهده شده در واقع خطوط موئينه شكلي بوده كه بر روي عدسيهاي تلسكوب وجودداشته و رصد كننده تصور كرده كه اين خطوط كانالهاي آبرساني بر روي مريخ است،ولي با اين وجود توجه دانشمندان به اين سياره كمرنگ نشدتا آنجا كه در سه سال أخير اين توجه چند برابر هم شد زيرا آنان بر اساس محاسبات نجومي دريافته بودندكه اين سياره در اواخر سال 2..3 ،پس ازهزاران سال در نزديكترين  فاصله خود از زمين قرار ميگيرد.رصد خانه هاي سراسر دنيا تلسكوبهاي خود را بسوي مريخ تنظيم كردند تا بتوانند حركات آنرا دنبال كنند و منتظر نزديك شدنش به زمين باشند و در اين فرصت بتوانند عكسهاى واضحترى از آن بگيرند.متعاقب آن مطالب زيادي نيز پيرامون اين سياره نوشته شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 10:20 |  لینک ثابت   • 

ششم اسفند 1386

آيا آهن در زمين به وجود آمده است؟

 

نوشته هاي دكتر زغلول نجار

این گونه تصور می شود که زمانی زمین قسمتی از خورشید بوده و بعد از آن جدا شده است بنابراین دانشمندان فکر می کردند که آهن در خورشید تشکیل شده اماغلط بودن این تفکر به اثبات رسید زیرا دمای سطح خورشید 6000 درجه سلسیوس است و دمای هسته آن بین 15 تا 16 میلیون درجه سلسیوس است و با این دما آهن نمی تواند شکل بگیرد. کل دمای منظومه شمسی به اندازه ای نیست که آهن را به وجود بیاورد.

جهان ما از 74% هیدروژن و 24% هلیوم تشکیل شده و بقیه آن که 2% است را 105 عنصر دیگر تشکیل می دهند.دانشمندان با بررسی خورشید دریافتند که فقط دارای هیدروژن و هلیوم است و می دانند که اتم های هیدروژن به هم پیوند می خورند و هلیوم را به وجود می آورند و عمل جوش هسته ای در خورشید تا زمانی که هیدروژن وجود داشته باشد ادامه می یابد و بعد از آن به یک غول قرمز تبدیل می شود و ماه و دیگر سیارات را می بلعد. قرآن کریم قبل از یافته های علمی به این رخداد نجومی اشاره کرده است.

خداوند در قرآن می فرمایند: "و خورشید و ماه یکجا جمع می شوند."[القيامة:  9]

خورشید فقط یک توپ پر از گاز است که هرگز دارای آهن نمی باشد و آهن موجود در زمین به گونه ای دیگر به وجود آمده است. آهن برای به وجود آمدن به دمای 600 میلیون درجه نیاز دارد. دانشمندان می گویند که چنین درجه حرارتی فقط در ستاره هایی پیدا می شود که جرمشان سه برابر خورشید است.در این ستارگان جوش هسته ای با تبدیل هیدروژن به هلیوم شروع می شود و این جوش تا زمانی که آهن تشکیل شود ادامه می یابد و آهن نمی تواند به عنصر سنگین تر تبدیل شود زیرا بیشترین دمای انقیاد را دارد.اتم های آهن برای تشکیل نیاز به انرژی دارند بنابراین تعادل داخل ستاره به هم می خورد و ستاره به یک ابرنواخترتبدیل می شود و شهاب هایی که دارای آهن و دیگر فلزات هستند به وجود می آیند و با زمین و دیگر سیارات برخورد می کنند.

بنابراین آهن از یک محلی دیگر به زمین آمده است

خداوند در قرآن می فرمایند:{وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ}[الحدید:25]

 و آهن را فروفرستادیم که در آن نیرویی است سخت و سودهایی برای انسان ها..."


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 23:21 |  لینک ثابت   • 

بیست و هشتم بهمن 1386

نشانه های خداوند در قران

خداوند در بسياري از آيات قرآن ,انسان را دعوت به تفكر در طبيعت مي كند. تعدادي از اين آيات در اينجا آورده شده اند. قابل ذكر است كه عكسها زير بر اساس سليقه شخصي جمع آوري شده اند و ممكن است نشان دهنده عمق آيات نباشند

سوره الرعد, آيه سه

 و اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوهها و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مي ‏پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه ‏هايى وجود دارد

سوره الروم, آيه ۲۴ 

و از نشانه‏هاى او [اينكه] برق را براى شما بيم ‏آور و اميدبخش مينماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو ميفرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مي‏گرداند در اين [امر هم] براى مردمى كه تعقل مي‏كنند قطعا نشانه‏ هايى است

سوره النحل, آيه ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مي‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مي‏كنند نشانه‏اى است

سوره النحل, آيه ۱۲

 و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده ‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏ هاست

سوره النحل, آيه ۱۳

 و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بي ‏ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مي ‏گيرند نشانه‏اى است

سوره الحشر, آيه ۲۱

اگر اين قرآن را بر كوهى فرومي‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مي‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مي‏زنيم باشد كه آنان بينديشند

سوره النحل, آيه ۶۹

سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مي ‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه [قدرت الهى] است

نوشته شده توسط گروه در 11:22 |  لینک ثابت   • 

چهارم دی 1386

خدا بود و ديگر هيچ نبود


  خلقت هنوز قباى هستى بر عالم نياراسته بود، ظلمت بود، جهل بود، عدم بود، سرد و وحشتناك، و در دايره امكان،  هنوز تكيه‏گاهى وجود نداشت. خدا كلمه بود، كلمه‏اى كه هنوز القاء نشده بود، خدا خالق بود، خالقى كه هنوز خلاقيتش مخفى بود، خدا رحمان و رحيم بود ولى هنوز ابر رحمتش نباريده بود، خدا زيبا بود، ولى هنوز زيبايى‏اش تجلى نكرده بود، خدا عادل بود ولى عدلش هنوز بروز ننموده بود، خدا قادر و توانا بود ولى قدرتش هنوز قدم به حوزه عمل نگذاشته بود، در عدم چگونه كمال و جلال و جمال خود را بنماياند؟ در سكوت چگونه كلمه زاييده شود؟ در جمود چگونه خلاقيت و قدرت تظاهر كند؟ عدم بود، ظلمت بود، سكوت و جمود و وحشت بود.

اراده خدا تجلى كرد، كوه‏ها، درياها، آسمان‏ها و كهكشان‏ها را آفريد، چه انفجارها، چه طوفان‏ها! چه سيلاب‏ها! چه غوغاها كه حركت اساس خلقت شده بود و زندگى باشور و هيجان زائدالوصفش به هر سو مى‏تاخت. درخت‏ها، حيوان‏ها و پرنده‏ها به‏حركت درآمدند. جلال، بر عالم وجود خيمه زد و جمال، صورت زيبايش را نمايان ساخت، و كمال، اداره اين نظام عجيب را به‏عهده گرفت. حيوانات به جنب و جوش و پرندگان به آواز درآمدند، و وجود نغمه شادى آغاز كرد و فرشتگان سرود پرستش سر دادند.
آن‏گاه، خدا انسان را از آفريد و او را بر صورت خويش ساخت، و روحخود را در او دميد و اين خلقت عجيب را در ميان غوغاى وجود رها ساخت.
انسان، غريب و ناآشنا، از اين‏همه رنگ‏ها، شكل‏ها، حركت‏ها و غوغاها وحشت كرد، و از هر گوشه به گوشه‏اى ديگر مى‏گريخت، و پناه‏گاهى مى‏جست كه در آن با يكى از مخلوقات هم‏رنگ شود و در سايه جمع استقرار بيابد و از ترس تنهايى و شرم بيگانگى و غيرعادى بودن به درآيد.
به سراغ فرشتگان رفت و تقاضاى دوستى و مصاحبت كرد، همه با سردى از او گذشتند و او را تنها گذاشتند و در جواب الحاح پرشورش سكوت كردند. اين انسان وحشت‏زده و دل‏شكسته با خود نوميدانه مى‏گفت: مرا ببين، يك لجن خاكى مى‏خواهد انيس فرشتگان آسمان شود! و آن‏گاه با عتاب به خود مى‏گفت: اى لجن چطور مى‏خواهى استحقاق هم‏نشينى فرشتگان را داشته باشى؟ و سرشكسته و خجل، گريخته در گوشه‏اى پنهان شد، تا كم‏كم توانست بر اعصاب خود مسلط شود و از زاويه خجلت، بيرون آيد و براى يافتن دوست به مخلوقى ديگر مراجعه كند.
پرنده‏اى يافت در پرواز، كه بال‏هاى بلندش را باز مى‏كرد و به آرامى در آسمان‏ها سير مى‏نمود، خوشش آمد و از اين‏كه اين پرنده توانسته خود را از قيد زمين خاكى آزاد كند شيفته شد، اظهار محبت كرد و تقاضاى دوستى نمود و گفت: آيا استحقاق دارم كه هم‏پرواز تو باشم؟ اما پرنده جوابى نداد و به آرامى از او گذشت و او را در ترديد و ناراحتى گذاشت و او افسرده و سرافكنده با خود گفت: مرا ببين كه از لجن خاكى ساخته شده‏ام ولى مى‏خواهم از قيد اين زمين خاكى آزاد گردم! چه آرزوى خامى! چه انتظار بى‏جايى! به حيوانات نزديك شد، هر يك بلاجواب از او گذشتند و اعتنايى نكردند، خود را به ابر عرضه كرد و خوش داشت همراه تكه‏هاى ابر بر فراز آسمان‏ها پرواز كند، اما ابر نيز جوابى نداد و به آرامى گذشت، به دريا نزديك شد و طلب دوستى كرد، اما دريا با سكوت خود طلب او را بلاجواب گذاشت، او دست به دامن موج شد و گفت: آيا استحقاق دارم كه همراه تو بر سينه دريا بلغزم. از شادى بجوشم و از غضب بخروشم، و بر چهره تخته‏سنگ‏هاى مغرور سيلى بزنم و بعد تا به ابديت خدا پيش بروم و در بى‏نهايت محو گردم؟... اما موج بى‏اعتنا از او گذشت و جوابى نداد، انسان دل‏شكسته و ناراحت، روى از دريا گردانيد و به سوى كوه رفت و از جبروت عظمتش شيفته شد و تقاضاى دوستى كرد. كوه، جبروت كبريايى خود را نشكست و غرور و جلالش اجازه نداد كه به او نگاهى كند، انسان دل‏شكسته و نااميد سر به آسمان بلند كرد، از وسعت بى‏پايانش خوشحال شد و با الحاح طلب دوستى كرد... اما سكوت اسرارآميز آسمان به او فهماند كه تو لجن خاكى استحقاق هم‏نشينى مرا ندارى. به ستارگان رجوع كرد، ولى هر يك بى‏اعتنا گذشتند و جوابى ندادند. انسان به صحراهاى دور رفت و خواست در كويرى تنها زندگى كند و تنهايى خود را با تنهايى كوير هماهنگ نمايد و از تنهايى مطلق به‏در آيد، ولى كوير نيز با سكوت سرد و سوزان خود انسان آشفته و مضطرب را سرگردان باقى گذاشت
انسان، خسته، روح مرده، پژمرده، دل‏شكسته، وحشت‏زده و مأيوس، تنها، سر به گريبان تفكر فرو برد، و احساس كرد كه استحقاق دوستى با هيچ مخلوقى را ندارد، او از لجن است، لجن متعفن، از پست‏ترين مواد و هيچ‏كس او را به دوستى نمى‏پذيرد... آن‏گاه صبرش به پايان رسيد، ضجه كرد، اشك فرو ريخت، و از ته دل فرياد برآورد: كيست كه اين لجن متعفن را بپذيرد؟ من استحقاق دوستى كسى را ندارم، من پستم، من ناچيزم، من بدبختم، من گناهكارم، من روسياهم، من از همه‏جا رانده شده‏ام، من پناه‏گاهى ندارم، كيست كه دست مرا بگيرد، كيست كه ناله‏هاى مرا جواب بگويد؟ كيست كه بدبختى مرا ملاحظه كند؟ كيست كه مرا از تنهايى به درآورد؟ كيست كه به استغاثه من لبيك بگويد؟
ناگهان طوفانى به‏پا شد، زمين به لرزه درآمد، آسمان غريدن گرفت، برق همچون تازيانه‏هاى آتشين، بر گرده آسمان كوفته مى‏شد، گويى كه انفجارى در قلب عالم به‏وقوع پيوسته است، صدايى در زمين و آسمان طنين‏انداز شد، كه از هرگوشه و از دل هر ذره و از زبان هر موجود بلند گرديد:
اى انسان، تو محبوب منى، دنيا را به‏خاطر تو خلق كرده‏ام، و تو را بر صورت خود آفريده‏ام، و از روح خود در تو دميده‏ام، و اگر كسى به نداى تو لبيك نمى‏گويد، به خاطر آنست كه هم‏طراز تو نيست و جرأت برابرى و هم‏نشينى با تو را ندارد، حتى جبرئيل، بزرگ‏ترين فرشتگان، قادر نيست كه هم‏طراز تو شود، زيرا بالش مى‏سوزد و از طيران به معراج بازمى‏ماند.

اى انسان، تنها تويى كه زيبايى را درك مى‏كنى، جمال و جلال و كمال تو را جذب مى‏كند. تنها تويى كه خداى را با عشق - نه با جبر - پرستش مى‏كنى، تنها تويى كه در تنهايى نماينده خدا شده‏اى، اى انسان تنها تويى كه قدرت و خلاقيت خدا را درك مى‏كنى، تنها تويى كه غرور مى‏ورزى و عصيان مى‏كنى، و لجوجانه مى‏جنگى، و شكسته مى‏شوى و رام مى‏گردى، و جلال و جبروت خدا را با بلندى طبع و صاحب‏نظرى خود درك مى‏كنى، تنها تويى كه فاصله بين لجن و خدا را قادرى بپيمايى و ثابت كنى كه افضل مخلوقاتى! تنها تويى كه با كمك بال‏هاى روح به معراج مى‏روى، تنها تويى كه زيبايى غروب تو را مست مى‏كند و از شوق مى‏سوزى و اشك مى‏ريزى.
اى انسان، خلقت در تو به كمال رسيد، و كلمه در تو تجسّد يافت، و زيبايى با ديدگان زيبابين تو ظهور كرد، و عشق با وجود تو مفهوم و معنى يافت، و خدايى خود را در صورت تو تجلى كرد.
اى انسان، تو مرا دوست مى‏دارى و من نيز تو را دوست مى‏دارم، تو از منى، و به سمت من

نوشته شده توسط گروه در 19:55 |  لینک ثابت   • 

چهارم دی 1386

مقاله

مقاله ای از دکتر محمد رضائی چاپ شده در مجله دانشمند. اسفند هشتادوچهار

ویرایش وتایپ:ایمان رستگار

((والجبال اوتادا))

مقصود از این که کوه ها هم چون میخ هستند چیست؟

قرآن مجید در سوره های متعددی در باره آفرینش کوه ها سخن گفته و راز خلقت واسرار وجود آنها را با تعبیرات گوناگونی بیان کرده استاز بین رازهای وحکمت های آفرینش کوه ها بیشتر روی استقرار و آرامشی که در پرتو کوه ها نصیب ساکنان زمین شده است تکیه کرده و وجود آنها را مانع از پدید آمدن حرکات نا موزون واضطراب ونوسان معرفی مینماید و در سوره های گوناگون با عبارات متعدد می فرماید:  ((والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم))((ودر  زمین  کوه های استواری افکند {مبادا}که شما را بلرزاند))

وگاهی این حقیقت را به عبارت دیگر بیان کرده و میفرماید:  ((والجبال اوتادا)) ((کوه ها را میخهای زمین آفریده ایم))

عوامل لرزش واضطراب زمین:

حال این سوال مطرح میشود که منشاء این اضطراب و نوسان چیست؟که  کوه ها از بروز آن جلو گیری مینماید

1.کره زمین دارای چهارده تا شانزده حرکت مختلف است که بعضی مربوط به داخل زمین است و اکثرا نسبت به کرات دیگر انجام می شود .در اینجا به ذکر عمده آن میپردازیم:

الف:حرکت وضعی(دورانی)

زمین در هر بیست وچهار ساعت یک بار از مغرب به مشرق دور مهور خود می چرخد و شب وروز به وجود می آید سرعت این حرکت دورانی در مدار استوا در هر ساعت 1666کیلو متر و در هر ثانیه 461متر است که هرچه به قطبین نزدیک شویم از مقدار آن کاسته میشود.

ب:حرکت انتقالی :

زمین با حرکت اتتقالی سریع خود که سرعت آن 170هزار کیلومتر در ساعت است به دور خورشیدمی چرخد

ج:حرکت هلیسی:

چون منظومه شمسی در هر ثانیه 20 کیلو متر در فضا و به مقصد نا معلومی به دنبال ستاره( وگا )حرکت میکند کره زمین مجبور است سرعت حرکات وضعی و انتقالی خود را چنان ترتیب دهد تا از  کاروان نام برده عقب نماند و پیشروی نیز ننماید

سرعت این حرکت در روز  اول تیر ماه  ثانیه ای 28900  کیلومتر ودر اول دی ماه 30 هزار کیلو متر است

به طور مسلم این حرکت سریع زمین و بلاخص حرکت وضعی آن در تماس با هوای مجاور آن ودر برخورد با ملکولهای هوا با سطح کره آنچنان گرمائی  تولید می کند که برای مشکل ساختن حیات روی زمین کافی است این مشکل در صورتی پیش می آید که هوای مجاور زمین همراه خود زمین حرکت نکند و در اثر برخورد با ملکول های هوای ساکن که همه جوانب آنرا مانند پوست پیاز فرا گرفته است حرارت شدیدی تولید میشود ولی اگر هوای مجاور زمین پایاپای خود زمین حرکت نماید و هر دو دست به دست هم وبه یک سمت در حال حرکت باشد قطعا چنین خطری پدید نخواهد آمد

از این رو وجود کوه ها وپستی وبلندی ها ی زمین در حرکت "هوای مجاور" همراه زمین نقش موثری دارند زیرا در پرتو فواصل کوه ها وپستی وبلندی های آن قشر جامد زمین را به صورت سرزمین شخم زده در آورده است و هوای مجاوری که با سطح زمین تماس دارد در میان کوه ها حبس شده وپستی وبلندی های مختلف زمین که حتی در برخی از مناطق به هشت کیلومتر میرسد هوای چسبیده به زمین را در داخل خود نگاه داشته است و هنگام حرکت زمین  هوای داخل فرورفتگی ها و چسبیده به آن، با آن حرکت میکند و هر دو در مسیر واحدی پایاپای یکدیگر به گردش خود ادامه میدهند و شاید این آیه:

((والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم)){نحل/15}<<و در زمین کوه های استواری افکند تا شما را از حرکات نا موزون حفظ کند>>

اشاره به این راز بزرگ باشد که در سایه کوه ها به وجود می آید

2.ممکن است که این حرکات نا موزون که کوه ها  مانع از بروز آن است به خاطر جاذبه نیرومند ماه باشد که می تواند در پوسته زمین جذر ومدی مانند آنچه در دریا رخ میدهد ایجاد کند و همواره در حرکت و اضطراب باشد. ولی مانع از بروز این نوع از حرکات نا موزون،همان کوه است رزرا کوه ها در حقیقت حکم یک زره محکم فولادین را دارند که دور تا دور زمین را احاطه کرده و با توجه به ارتباط و پیوندی که از زیر به هم دارند یک شبکه نیرومند کده زمین را نپوشانده بود و پوسته روی زمین از یک قشر نرم و لطیفی مانند خاک وشن تشکیل شده بود به آسانی تحت تاثیر جاذبه نیرومند ماه واقع شده و حرکات نا موزونی مانند جزر و مد دریاها  را در آن به وجود می آورد با اینکه قشر محمی پوسته زمین را پوشانده ، باز هم  حرکات خفیف را در آن پیدا میشود  وهر بار حدود 15 سانتیمتر  پوسته زمین به تدریج بالا وپائین میرود

3.عامل این لرزشها  مواد مذابی است که هسته مرکزی زمین را تشکیل می دهد و در دل زمین مملو از گازهای مترا کمی است که با شدت هر چه تمام تر بر آن فشار وارد میکند زلزله های جبران ناپذیری که خسارت های جبران ناپذیری به وجود می آورد به عقیده گروهی از دانشمندان نتیجه حرارت مواد مذاب و گازهای درونی است که با شدت خارج میشوند

در این صحنه متلاطم یگانه عاملی که مانع متلاشی شدن قطعات زمین میشود همان کوههاست .ریشه های کوه های سنگین که در اعماق زمین فرو رفته وقطعات زمین را در بر گرفته ،آن ها را به هم اتصال میدهد وبسان میخ ها که قطعات تخته را به هم متصل میسازد و از انفکاک وجدایی آن جلو گیری میکند قطعات زمین را از تفریق وپاشیدگی باز میدارد شاید آیه (والجبال اوتادا )(کوه هارا میخ های زمین قرار دادیم )

اشاره به همین حقیقت باشد که بیان گردید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 19:22 |  لینک ثابت   • 

بیست و ششم آذر 1386

آغاز و پايان جهان در قرآن كريم

آغاز و پايان جهان در قرآن كريم

 نوشته : دكتر سلامه عبد الهادي

قبل از هرچيز به اين نكته اشاره مي كنيم كه ما قصد تحليل علمي قرآن را نداريم زيرا هيچ كس قادر به رسيدن به تفسير علمي كامل از قرآن نيست حتي يك آيه از آن. علم ما بسيار كم تر از فهم اين آيه ها است. اما اين يك تلاش با وجود محدوديت هاي علمي شخصي ما است. علي رغم اين كه علم ما محدود است ولي ديگران كه علم بيشتري دارند و تخصص بيشتري دارند مي توانند تحقيق كنند تا راز هاي بيشتري از قرآن را براي ديگران آشكار سازند.

در اين مقاله ما به بعضي از آيه هاي قرآن كه در سوره الانبيا است نگاهي مي اندازيم. اين آيه ها ما را به تفكر در مورد خالق و يكتايي اش از طريق اثبات هايي بسيار عقلي و علمي دعوت مي كند. اين آيه ها در مورد آغاز و ادامه و پايان جهان صحبت مي كنند. دانشمندان تلاش كردند تا به بعضي از سوال ها از جمله اينكه جهان چگونه به اين يكتايي و نظم به وجود آمده،چگونه با اين نظم به حيات خود ادامه مي دهد و پايانش چگونه خواهد بود پاسخ دهند. آنها مواد ستارگان و سيارات را بررسي كردند و آن ها را يكسان يافتند. آنها نحوه حركت ستارگان و مسيري كه طي مي كنند را مشاهده كردند و چگونگي حركت سيارات اطراف آن ها را بررسي كردند. آن ها اندازه و طول عمر ستارگان را محاسبه كردند و مشاهده كردند كه قوانين مخصوصي بر حركت، مواد و اجرام آن ها حاكم است و از برنامه هاي خاصي تبعيت مي كنند بنابراين نتيجه گرفتند كه بايد از يك منبع سر منشا گرفته باشند. بنابراين فرض كردند كه احتمالا در ابتدا يك ماده فشرده وجود داشته كه در يك محيط بسيار محدود و پر فشار قرار گرفته بوده. سپس در يك لحظه انفجاري بزرگ رخ داده كه باعث شده اين ماده به امواج تبديل شود. اين امواج در يك لحظه دركيهان منتشر شده اند. به خاطر سرماي شديد كيهان، اين امواج به سرعت به اتم تبديل شده اند. سپس اين اتم ها به ستارگاني تبديل شدند كه حركت، تشعشعات و طول عمرشان از يك قانون يكسان پيروي مي كند! اين ستارگان همچنين به گروه هايي تقسيم بندي شدند كه قوانين بين گروه ها نيز يكسان مي باشد.

اما عقل انسان حكم مي كند كه يك انفجار نمي تواند منجر به ايجاد اين يكساني حيرت انگيز شود. بلكه بر عكس انفجار منجر به نابودي و عدم تعادل مي گردد و نمي تواند چنين آسمان و زمين زيبا با سيستم هايي كه از قوانين دقيقي پيروي مي كنند به وجود آورد.( بعد از انفجار انتروپي به شدت افزايش مي يابد و مواد باقي مانده روبه بي نظمي مي گذارند ولي بعد از انفجار بزرگ نه تنها بي نظمي به وجود نيامده بلكه همان طور كه مي بينيم نظم و شعور حيرت انگيزي در ميان كوچك ترين ذرات گرفته تا بزرگ ترين ستارگان وجود دارد و اين چيزي به غير از تجلي اسما و صفات الهي نيست. مترجم).

هيچ كس حقايق خلقت ستارگان را نمي داند اما خالق اين ستارگان از همه آن ها اطلاع دارد. خداوند در آخرين سوره اي كه به محمد صلوات الله عليه و آله وسلم نازل كرد بسياري از حقايق علمي را در مورد ستارگان به محمد آشكار كرد. اجازه بدهيد ببينيم الله (جل جلاله) چگونه نظر ما را به حقايق علمي از طريق سوالي در مورد شروع دنيا جلب مي كند و به هدايت او به جواب سوال دقت مي كنيم. حال آيه 30 از سوره الانبيا را مي خوانيم: 

{أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ } [الأنبياء :30] "آنان كه ناباور شده اند، آيا ندانند كه آسمان ها و زمين به هم پيوسته بوده اند و ما آن ها را از هم جدا كرديم و هر چيز زنده را از آب آفريديم ؟ پس آيا ايمان نمي آورند"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 21:29 |  لینک ثابت   • 

سی ام مهر 1386

انفجار بزرگ

انفجار بزرگ در سرتاسر كيهان طنين افكنده است

نوشته: هارون يحيى

در دو تلاش بزرگي كه در تهيه نقشه جهان تا امروز صورت گرفته است، دانشمندان به مواردي دست يافته اند كه نظريه انفجار بزرگ را به شدت تائيد مي كند. نتايج تحقيقات در كنفرانس زمستانه جامعه نجومي آمريكا ارائه شد. 

وسعت زياد پراكندگي كهكشان ها توسط اخترشناسان محاسبه شده است كه به عنوان مهم ترين يافته دانشمندان در اين زمينه به حساب مي آيد. بنابراين با اين وجود مي توان از اطلاعات محل قرارگيري كهكشان ها به عنوان «پنجره اي به سوي تاريخ جهان» استفاده كرد.

در اين تحقيق كه چندين سال به طول انجاميد، دو گروه مختلف كه شامل دانشمندان كشور هاي انگلستان و استراليا و امريكا بود نقشه اي سه بعدي از 266000 كهكشان  تهيه شد. دانشمندان اطلاعات جمع آوري شده در مورد توزيع كهكشان ها را با اطلاعات تشعشعات پس زمينه كيهاني كه در سرتاسر كيهان پراكنده است مقايسه كردند و كشفيات جديدي در مورد مبدا كهكشان ها به دست آوردند. محققان از اطلاعات جمع آوري شده نتيجه گرفتند كه كهكشان ها در جايي شكل گرفتند كه ماده 350000 سال بعد از انفجار بزرگ شكل گرفته بود و دسته هاي مواد كه در كنار هم بودند به خاطر نيروي جاذبه همديگر چسبيدند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 16:26 |  لینک ثابت   • 

سیزدهم تیر 1386

وجوه اعجاز قرآن

تهيه: فضل الله امين

پيشگفتار

خداوند پاک هنگامی که حکمت خود را بر روی زمين گسترانيد سعادت دنوی واخروی انسان را فالب کتابی نازل کرد که آن را قرآن کريم نا ميد ودرهرعصروزمان مطابق استعداد مردم آياتي را نازل مي ساخت وبراي بيان خردمندانه اين احكام راهنماياني براي انسان مي فرستاد .

پس اين هدايتنامة بزرگ الهي جامع تمام نيازهاي بشري بوده ومربوط به همة ادواروعصرهاست وتمامي انسانها را شامل خواهد شد .احكام وعبادات ، قوانين ،فضايل وآداب وقوانين سياسي ،مدني ، اجتماعي واقتصادي همگي درقرآن جمع شده اند .

خداوند با نزول قرآن حجتش را برافراد تمام كرده وهيچ كتابي مثل قرآن جوابگوي كلي نيازهاي انسان نخواهد بود.احكام وعبادات ، فضايل ، آداب وقوانين سياسي درآن بيان شده وهمين موارد است كه نشان مي دهد اين يك ساختة انساني نبوده بلكه خارق العادة ومعجزه اي است الهي پس حتما منشأيي غيرانساني دارد .

دلايل اعجاز قرآن كريم؟ 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 14:55 |  لینک ثابت   • 

سی ام خرداد 1386

اسرار آفرينش در قرآن

اسرار آفرينش در قرآن

نويسنده: مليحه علمچي

قرآن مجيد در آيات متعددي از مسايل مربوط به قوانين آفرينش، عالم طبيعت و ... سخن گفته، و در زماني از اين حقايق پرده برداشته كه جز از راه وحي، توان دستيابي به اين علوم وجود نداشته است. البته آيات علمي قرآن در بيان حقيقت، جنبه احتياط را پيش گرفته يعني هرجا كه مطلبي قابل درك بوده به طور صريح گفته و در غير اين صورت مجمل بيان كرده است، تا مردم قرون بعد كه از نظر اكتشافات و پيشرفت‌هاي علمي وضع بهتري دارند آن را شرح و تبيين كنند، كه موارد آن از اين قرار است:

1ـ تركيبات متناسب و معين نباتات كه هر كدام داراي وزن مخصوص و تركيب خاص هستند و اخيراً اين مطلب ثابت شده كه اگر بعضي از اجزاي آن كم و زياد مي‌شد از صورت آن نبات خاص خارج مي‌گرديد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 12:11 |  لینک ثابت   • 

سی ام خرداد 1386

تصاوير قرآني

یا رب 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 11:46 |  لینک ثابت   • 

پنجم خرداد 1386

مراحل شكل گيري تگرگ و رعد

مراحل شکل گيری تگْرگ و رعد

 عبد المجيد الزنداني 

خداوند متعال می فرمايد: (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ) (النور:43)

مگر نمیدانی که خداوند ابرها را آهسته ( به سوی هم) ميراند, سپس آنها را گرد ميآورد. بعد آنها را متراکم وانباشته ميسازد, آنگاه می بينی که باران از لا بلای آنها بيرون می ريزد, ونيز خدا از آسمان,از ابرهای که مانند آن, تگرگهای بزرگی را فرو مياورد, وهر کس را بخواهد با آن زيان ميرساند, وهرکس را بخواهد از زيان آن بدور ميدارد. در خشش برق ابرها نزديک است چشمها را از ميان بردارد,( هر يک از اين پديده هادليل بر قدرت خدا وموجب ايمان به آفريدگار آنها است).

  

دکتر عبد المجيد الزندانی  ميگويد: بعد از مطالعات بر روی آبرها در مرکز رصد خانه جده ( عربستان سعودی) به اين نتيجه رسيدم که, چگونگی باران از ابرها دارای سيستم ومراحل خاصی می باشد,سپس به  قرآن کريم رجوع كردم برایم واضح شد که خداوند متعال اين مراحل را به شکل دقيق بيان نموده است.

يکی از اين ابرها را نوع تراکمی مينامند:

ابرهای متراکم: وقتی ابرها خورد روی هم متراکم شوند, وابرهای بزرگتر را تشکيل می دهند, چنانکه خداوند در قرآن کريم فرموده است: (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ) ابرها را روی هم متصل ميگرداند, ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَاماً, يعنی متراکم ميسازد. (ثم يجعله ركاماً فترى الودق يخرج من خلاله)

در ابرهای کوه مانند پارچه های يخ وجود دارد که با گردش آنها تگْرگ تشکيل می شود,

( وينزل من السماء من جبال فيها من برد فيصيب به من يشاء ويصرفه عمن يشاء يكاد سنا برقه يذهب بالأبصار)از آسمان از ابراهای کوه مانند آن, تگْرگهای بزرگی را فرو مياورد, وهر کس را بخواهد بان ضرر ميرساند,وهر کس را بخواهد از زيان آن برطرف می کند. درخشندگی برق ( حاصل از اصطکاک)ابرها ( آن اندازه نيرومند است) نزديک است چشمها را ( خيره و) از ميان بردارد. به اين نتيجه خواهد رسيد که ابرهای باهم متصل می شوند, چرا قرآن از کلمۀ تأليف استفاده نموده است , تأليف بمعنای چند چيز مختلف را در کنار هم گذاشتن وبه هم پيوند دادن است. علت اينکه قرآن کريم کلمۀ تأليف بکار برده اين است که پاره ابرها از نظر غلظت بخار آب وترکيبات وغيره با هم فرق می کند. چرا قرآن کريم از حرف ( فا) استفاده کرده است؟ حرف ( فا) به تعقيب وترتيیب دلالت ميکند, که بسرعت می انجامد.

  

شرح آیۀ مبارکه: ريزۀ تگْرگ همانطور قران کريم گفته  در واقع دانه های يخ است که در بالائی ابرها است. ريزه های تگرگ زمان تشکيل می شود که تخته های يخی در بالای ابر,قطره های آب را که سردی آنها در تحت صفر است ولی متجمد نمی شوند جمع می کند.واين قطره ها بزرگتر شده وحرکت رو به بالای آنها متوقف می شود وبه صورت قطره های باران وتگرگ فرو می آيند.

 

دانشمندان ميگويند : وقتی تگرگ از ميان يک منطقه تحت صفر ومنطقه ريزهای يخی در ابر می افتد ابر الکتريست می شود, وزمانی قطره های مايع با دانه های تگرگ بر خود ميکنند سريعاً هنگام تصادم يخ می بندند.اين عمل سطح دانه تگرگ را از ذرات يخ دور تا دور گرم ترنگه می دارد.اين آيه مبارکه بيان گر چنين واقعه مي باشد: (فيصيب به من يشاء ويصرفه عمن يشاء يكاد سنا برقه يذهب بالأبصار) سنا" درخشندگی. پرتو. اينجا اشاره به رعد وبرقهای است که الکتریست می شود.

وگاهی در يک دقيقه چهل بار آذرخش در ميگيرد. واين الکترونها از بخش سرد تر به بخش گرمتر جريان پيدا می کنند. سپس از آن دانه تگرگ برق منفی می شود همين اثر نيز وقتی قطر های با زير صفر با دانه های تگرگ وذره های ريز داری برق مثبت بر خورد می کنند رخ می دهد. اين شحنه های داری برق مثبت توسط باد به منطقه بالای ابر برده می شوند وتگرگ دارای برق منفی به زير ابر می افتد وبدين گونه منطقه پائين تر ابر منفی می شود اين برق منفی بصورت نور آزاد می شود. ونور آن چنان شديدی است چشمها را خيره ميسازد.

نوشته شده توسط گروه در 16:34 |  لینک ثابت   • 

هشتم اردیبهشت 1386

عقیق

اشارات اديان مختلف، اسلام و ائمه در مورد خواص سنگها

 

ربيعه الراي مي گويد : ديدم در دست علي بن حسين (ع )نگين عقيق است به ايشان عرض كردم اين چه نگيني است ؟ فرمودند : اين نگين عقيق رومي است ، هركس انگشتر عقيق به دست كند حاجتهاي او برآورده مي شود


امام صادق (ع) مدام مي فرمودند :هركس انگشتري كه نگينش عقيق است انتخاب كند فقير نمي شود وكارهايش فقط به نيكو ترين وجه پايان مي يابد

 

امام رضا (ع) فرمودند : انگشتر عقيق فقر را از ميان مي برد ، و دست كردنش نفاق و دو رويي را محو مي كند


امام رضا (ع) فرمودند : هركس با عقيق قرعه بياندازد
نصيب فراواني عائد او خواهد شد


امام صادق (ع) فرمودند : عقيق محافظ در سفر است


رسول خدا(ص) فرمودند :  هركس از شما مادامي كه
اين عقيق همراه او باشد غم وغصه اي نمي رسد


امام صادق (ع) فرمودند :
دو ركعت نماز به همراه نگين عقيق معادل
هزار ركعت نماز بدون عقيق است

هر كس انگشتر فيرزوه دست كند ، دست او نيازمند نخواهد شد .
فضيلت فيروزه از قول امام كاظم (ع) : فيروزه سنگي است كه جبرئيل به رسول خدا (ص) هديه نموده است
و رسول خدا آن را به اميرمومنان علي (ع) بخشيد
فيروزه درمان كسي است كه صاحب فرزند نمي شود


امام صادق از رسول خدا چنين نقل فرمودند :

خداوند سبحان مي فرمايد : هر آينه من خدا ، حيا مي كنم

از بنده اي كه دستش را به سوي من بالا آورده

و در دستش انگشتري با نگين فيروزه است ، نا اميد برگردانم

 

عبد خير مي گويد : حضرت علي (ع) چهار انگشترداشتند ،
كه به دست مي كردند :
- انگشتر ياقوت براي نجابت و بزرگي
- فيروزه براي پيروزي
 -حديد چيني براي نيرومندي
- عقيق را نيز براي محافظت

نوشته شده توسط گروه در 16:13 |  لینک ثابت   • 

هشتم اسفند 1385

فرسایش بادی

نوشته شده توسط گروه در 3:34 |  لینک ثابت   • 

پنجم اسفند 1385

آرشیو عکس


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 3:37 |  لینک ثابت   • 

چهاردهم دی 1385

جبال

وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا (واقعه:5)

و كوه‏ها به تمامى متلاشى شوند،

 

نوشته شده توسط گروه در 1:38 |  لینک ثابت   • 

هفتم دی 1385

تناقضات قرآن

در مورد معجزات عددی قرآن بسیار شنیده ایم، حال کمی هم به تناقضات عددی آن بپردازیم که ارتکاب آنها توسط ذات باری تعالی مسلماً از معجزات عظیمه است:

تناقضات عددی بسیاری در قرآن وجود دارد که در اینجا به برخی اشاره می کنیم :

آفرینش آسمان ها وزمین چند روز طول کشید؟

آفرینش آسمان ها و زمین:

آسمان چیزی نیست به جز سقف یا سایبانی بر روی زمین:

چرا زمین (مانند فرش) مسطح است و نه(مانند توپ) کروی؟

http://www.aviny.com/Quran/Farsi/Index.aspx

http://www.aviny.com/Quran/Farsi/Index.aspx


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 2:23 |  لینک ثابت   • 

دوم دی 1385

جبال2

 وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ(5:القارعه)

و كوه‏ها چون پشم‏زده شده.

 

نوشته شده توسط گروه در 1:48 |  لینک ثابت   • 

دهم آذر 1385

گوهر سعادت در دل آتشفشان سختی ها

 
نوشته شده توسط گروه در 20:26 |  لینک ثابت   • 

دهم آذر 1385

فریاد زمین

نوشته شده توسط گروه در 20:14 |  لینک ثابت   • 

دهم آذر 1385

God says in holly Quran

God says in holly Quran:
In the Name of God, the Compassionate, the Merciful.
( When the earth is shaken with its (final) earthquake * And when the earth throws out its burdens * And when man will say: what is the matter with it? ) Az-Zalzalah


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 19:9 |  لینک ثابت   • 

پنجم آذر 1385

مراحل خلقت جهان

   
 

مراحل خلقت جهان

دكتر محمد علي رضائي اصفهاني

قرآن كريم همچون تورات، مراحل و دوره‌هاي خلقت جهان را در آياتي چند تذكر داده است.در اينجا مراحل خلقت از نظر قران و علم را مورد بررسي قرار مي‌دهيم و سپس اشاره‌اي به مراحل خلقت از نظر تورات خواهيم داشت. قرآن كريم در اين مورد چند دسته آيات دارد:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 16:46 |  لینک ثابت   • 

سی ام اردیبهشت 1385

معجزات عددی

در مورد معجزات عددی قرآن بسیار شنیده ایم، حال کمی هم به تناقضات عددی آن بپردازیم که ارتکاب آنها توسط ذات باری تعالی مسلماً از معجزات عظیمه است: تناقضات عددی بسیاری در قرآن وجود دارد که در اینجا به برخی اشاره می کنیم (اعداد داخل پرانتز شماره آیات اند): آفرینش آسمان ها وزمین چند روز طول کشید؟ پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد
ادامه مطلب
نوشته شده توسط گروه در 14:26 |  لینک ثابت   •